در حال بارگذاری…
بیدار بمان
لیو ریس در پشت یک تاکسی بیدار میشود بدون اینکه بداند کجاست. او با یک چاقوی خونین در دست و پیامی که روی دستانش نوشته شده (بیدار بمان) روبرو میشود.
لیو ریس در پشت یک تاکسی بیدار میشود بدون اینکه بداند کجاست. او با یک چاقوی خونین در دست و پیامی که روی دستانش نوشته شده (بیدار بمان) روبرو میشود. او در حال فرار از جرمی است که به یاد نمیآورد مرتکب شده باشد.
از کتابخانهٔ نویسنده
انتخابهای نزدیک به این کتاب