در حال بارگذاری…
بیست و چند سالگی مزخرف من
وقتی امیلی موریس دانشجویی ۲۲ ساله بود، فهمید که باردار است. پدر بچه به او گفت از «بیست و چند سالگی نکبتبار، دماغو و تهوعآورت» لذت ببر و ناپدید شد.
وقتی امیلی موریس دانشجویی ۲۲ ساله بود، فهمید که باردار است. پدر بچه به او گفت از «بیست و چند سالگی نکبتبار، دماغو و تهوعآورت» لذت ببر و ناپدید شد. امیلی با وجود اینکه حس مادری نداشت، تصمیم گرفت بارداری را ادامه دهد. او دانشگاه را ترک کرد، به شهر آرام زادگاهش برگشت تا با مادرش زندگی کند و خود را برای دگرگونی زندگیاش آماده کرد. امیلی در این خاطرات، از تنهایی، بیگانگی و ماجراجوییهایی میگوید که به عنوان یک والد مجرد تجربه کرده است.
انتخابهای نزدیک به این کتاب
سوزانا سوننبرگ
مایر اشنایدر
جوانا برگر
ویکتور بوکریس
بریژیت نیوش
میرنا میلار