احضار (نیروهای تاریک، شماره ۱)
نام من کلویی ساندرز است و زندگی من دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد. تمام چیزی که میخواستم این بود که دوست پیدا کنم، پسری را ملاقات کنم و به آدم معمولی بودن ادامه دهم.
نام من کلویی ساندرز است و زندگی من دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد. تمام چیزی که میخواستم این بود که دوست پیدا کنم، پسری را ملاقات کنم و به آدم معمولی بودن ادامه دهم. من دیگر حتی نمیدانم این به چه معناست. همهچیز از روزی شروع شد که اولین روح را دیدم و روح مرا دید. حالا ارواح همهجا هستند و مرا رها نمیکنند. برای تکمیل ماجرا، به طریقی خودم را در خانهی لیل، یک «خانهی خاص» برای نوجوانان مشکلدار، زندانی کردم. با این حال خانه آنطور که به نظر میرسد نیست. به کسی نگویید، اما فکر میکنم همخانههای من بیشتر از آنچه به چشم میآید در خود داشته باشند. سئوال این است که آنها طرف چه کسی هستند؟ این به عهدهی من است که رازهای خطرناک پشت خانهی لیل را کشف کنم... پیش از آنکه اسکلتهای آن برای تعقیب من بازگردند.
از کتابخانهٔ نویسنده
کلی آرمسترانگ
کلی آرمسترانگ
کلی آرمسترانگ
کلی آرمسترانگ
کلی آرمسترانگ
کلی آرمسترانگ
انتخابهای نزدیک به این کتاب
لوری فاکس